محدثه جونمحدثه جون، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 27 روز سن داره

محدثه؛فرشته کوچولوی ما

سفرنامه مشهد ۱۴۰۵_تولد ۱۴ سالگی

سفرنامه مشهد مقدس؛ خرداد ماه ۲۴ تا ۲۸ سفری دلنشین و خاطره‌انگیز به مشهد مقدس داشتیم؛ سفری که در کنار پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های عزیز، رنگ و بویی متفاوت گرفته بود. لحظه‌لحظه این سفر سرشار از صفا، دعا و حال خوب در جوار بارگاه ملکوتی امام مهربانی‌ها بود. امسال تولد شما دختر عزیزمون نیز با این سفر معنوی همزمان شد؛ تولدی که مصادف با شب سوم ماه محرم بود و حال و هوایی خاص و متفاوت داشت. چه هدیه‌ای زیباتر از اینکه جشن یک سال بزرگ‌تر شدن، در سایه لطف امام رضا(ع) و در روزهای عزای سیدالشهدا(ع) رقم بخورد. در پایان این روز خاطره‌انگیز، مهمان سفره پربرکت رستوران حضرت رضا(ع) شدیم و شبی به‌یادماندنی را...
30 خرداد 1405

من و گیتار

تارهای گیتار مرا می خوانند...نغمه های عاشقانه انگشتان نازنینم می رقصند بر تار گیتار... بر قلب آرام! سلام بر نعنای بابا؛ کنار همه آموزشهای که میبینی این روزها میل زدن یک ساز و آموزش را داریم در تو میبینیم، چه سازی دوست داری یاد بگیری؟ گیتار نیکا قبل از شما شروع کرده بود و دایی ی استاد تو شهرک خودمون معرفی کرد "خانم سهیلا مصیب زاده" مامان مهربان و عشق من😘😉 شما را ثبت نام کرد و این راه بلند و دراز هم شروع شد (۱۴۰۴/۰۳/۲۰) ، اولین آهنگ "مرغ سحر"... حالا که تقریبا یکسال از شروع آموزش میگذره برای خودت ی گیتاریست حرفه ای شده سوغاتی هایده، سردار کل قوچان، آهنگهای زیادی که یادگرفتی و میزنی انشاالله روزی ر...
14 خرداد 1405

مدرسه تمام؛

سلام عزیز دلم؛ ...مدرسه یعنی گوش دادن به صدای ترق ترق باران روی سقف کانکس! و تماشای قطرات فضول باران که از زیر سقف ایرانیت به داخل کلاس سرک می کشند و روی دفتر همکلاسی می چکند! با این مقدمه عرض کنم امروز آخرین امتحان مجازی هم انجام دادی و سال هشتم هم به سلامتی تمام شد. سالی که پر از اتفاقات بود، آدودگی هوا شلوغی های خیابانی و از همه بدتر جنگ تحمیلی سوم (جنگ رمضان) که باعث شد بیشترین روزهای هشتم کلاسها مجازی باشه... هرچه که بود تمام شد، و یکسال تحصیلی دیگر را پشت سرگذاشتی... اینجا روز اول مدرسه بود... دوستایی هم که داشتی: ثنا، بیتا، حنانه(حنا)، حسنا، زهرا، پرنیا، کیمیا، محیا، هستی، کیانا ...
8 خرداد 1405
1